گنج

شمارهٔ ۳۲۰

گر شود بر خاک کویت فرصت سر باختنخویش را خواهد سرشک اوّل به پیش انداختن
گفته ای چو نی ز غم کو هر شبی مهمان تستمی خورم غم تا دمی با او توان پرداختن
در طریق شب نشینان عاشقی دانی که چیستساختن چون شمع با سوز دل و پرداختن
در مقام خانهٔ رندیست کوی عاشقیپردلی ست ار می توانی خویش را در باختن
گر چو جام می خیالی سرخ رویی بایدتبا حریفان تو دل خود صاف باید ساختن