شمارهٔ ۲۹ - استقبال از کمال خجندی
افسوس که صورت تُتق چهرهٔ معنی ستورنه همه آفاق پر از نور تجلّی ست
هر لحظه در این کوی به دیگر صفتی یاردر جلوهٔ حسن است ولی چشم تو اعمی ست
گر نیست به هر مو کششی از طرف دوستمجنون ز چه رو شیفتهٔ طرّهٔ لیلی ست
از عشق به هرجا که حدیثی ست دلیلی ستبر حاصل یک معنی و باقی همه دعوی ست
القصّه تویی زین همه مقصود دل منورنه به جمال تو که کونین طفیلی ست
برگی ز گلستانِ جمال تو بهشت استشاخی ز نهالِ چمن لطفِ تو طوبی ست
گر بی خبر از عالم معنی ست خیالیدر صورت زیبای تو حیران به چه معنی ست