شمارهٔ ۲۵۴
هرگز به جهان چیزی جز یار نمیماندجز عمر ولی آن هم بسیار نمیماند
گر جلوه دهد خود را در چارسوی خوبیحسن رخ یوسف را بازار نمیماند
گر دل طلبد کامی ایّام نمیبخشدور یاد کند لطفی اغیار نمیماند
ای دل به دعا یادی از بیاثران امروزکز ما و تو هم روزی آثار نمیماند
تا کار دلآزاری شد غمزهٔ شوخش رایک لحظه خیالی را بیکار نمیماند