گنج

شمارهٔ ۲۴۸

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: اییمیرسد۵ بیت
هردم از غیبم به گوش دل ندایی می‌رسدکز پیِ هر درد تشریف دوایی می‌رسد
پر منال ای دل چو نی از بی‌نوایی هر نفسچون به قدر حال هرکس را نوایی می‌رسد
هرکس از دیوان قسمت چون نصیبی می‌برندبی‌دلان را ز آن قد و بالا بلایی می‌رسد
هرکه در راه طلب از خویشتن بیگانه شدعاقبت روزی به کوی آشنایی می‌رسد
از سر اخلاص هر کاو چون خیالی در رهشمی‌نهد پای طلب آخر به جایی می‌رسد