شمارهٔ ۲۱۸
گر ز بالای تو هر ساعت بلا باید کشیدبه ز ناز سرو کز باد هوا باید کشید
با وجود قامتت سوسن ز رعنائی و لطفگر کند دعوی زبانش از قفا باید کشید
ما اگر مشگ ختا گفتیم زلفت را به سهوتو کریمی عفو بر فکر خطا باید کشید
گر بپرسند از پریشان حالی ما روز حشرسر چو زلفت از خجالت زیر پا باید کشید
تا خیال قدّ و رخسارش خیالی در دل استمنّت شمشاد و ناز گل چرا باید کشید