گنج

شمارهٔ ۲۰

آن معلم که لبت را روش جان آموختهرچه آموخت به زلف تو پریشان آموخت
ظاهراً بر ورق گل به خط سبز خردآیت حسن نه از یار که قرآن آموخت
داد از آن شوخ که در مکتب خوبی ز ادبرحمتِ اندک و بیدادِ فراوان آموخت
شیوهٔ فتنه ز خوبان جفا پیشه بپرسکه ادیب ازل این حرف به ایشان آموخت
آیت دلبری و شیوهٔ جان بخشی راجز به تعلیم خط و لعل تو نتوان آموخت
باز در خون خیالی شدی و می دانمکاین همه فتنه ترا نرگس فتّان آموخت