گنج

شمارهٔ ۱۱۵

باد اگر یاد سرو ما نکندسرو را دل هوا هوا نکند
پیش زلف تو مشگ مسکین استآری اصل نکو خطا نکند
گو به دست آر شیشهٔ دل ماتا سر زلف زیر پا نکند
دارد آن رخ به خطّ سبز نشانکه مراد کسی روا نکند
کو عزیزی که از سگ کویتبشنود خواری و دعا نکند
ای خیالی ز سیل اشک چه سودیار اگر روی سوی ما نکند