گنج

در ستایش سرور کائنات رسول اکرم ﷺ

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)۲۰ بیت
از پس حمد ملک ذوالجلالبعد درود مه برج کمال
به که به اوصاف شه دادگرخامه کنم رشک ده نیشکر
آن شه دریا دل والا تبارداور دادار سیر جم وقار
کوه شرف، کان سخا و هنرهر که شود از کرمش بهره ور
رتبه عالیش بدانسان شودتاج سرش صیقل کیوان شود
کشتن تن در یم احسان اوخرد کند موجه طوفان او
خصم خجل گشته شمشیر اوچرخ سراسیمه تدبیر او
خواست برد سر به در از امر اوخورد دو سیلی ز کف قهر او
اینکه بر او چشمه شمس و قمرمانده نشان بسته ز جوزا کمر
شاهد اقبال در آغوش اوصد جم و کی غاشیه بر دوش او
عالم و رغبت ده ارباب شرعارض و سمائی است به اصل و به فرع
گشت ز همنامی او پیش ازینآتش نمرود چو خلد برین
تا زده آن مهر عدالت علمرخت برون برده ز عالم الم
باز به گنجشک دهد دانه راشمع نسوزد پر پروانه را
الغرض از غایت امن و امانداغ نهد بر دل نوشیروان
مهدی اگر گردد از این باخبریحسبه سنه خیر البشر
بانی این بلده جنت نهادرشک ده روضه ذات العماد
بس که فرح می دهد آن گلستانحافظ شیراز بلاغت نشان
بیند اگر یک نفسش جای خویشنسخ کند نعت مصلای خویش
کرد خرد ختم سخن اینچنینانک فیها لمن الخالدین