گنج

قطعه شماره ۸

قافیه: ویمحمد۸ بیت
برد گل رشک از روی محمد (صلعم)خویش خون گشته از روی محمد
سپر شد پیش پیکان غم آنکونظر دارد بر ابروی محمد
دهد شیرافکنان را خواب خرگوششکوه چشم آهوی محمد
ز فردوس برین جا دور دارداسیر آن دو جادوی محمد
نگردد بلبل اندر صحن گلشنز باد ار بشنود بوی محمد
غنی از سبحه و زنار شد دلمرا بس خال و گیسوی محمد
نهاده در قدم سروسهی سرز شرم سرو دلجوی محمد
نهندت حجر خالد گر ستانیدو عالم را به یک موی محمد