گنج

قطعه شماره ۹

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: انندید۱۲ بیت
آرام رفت از دل و آرام جان ندیدجان بر لب آمد و رخ آن مهربان ندید
بر گلشن خزان رسیده رویم ز اشک سرخبس جویبار خون شد و سرو و روان ندید
شد دامنم چمن ز گل اشک ای دریغآن نونهال روضه باغ جنان ندید
درد سری که دیده ام از یاد خط اواز شهپری دل دیوانگان ندید
از بس که در ربودن دلها دلاور استگوئی شکوه شوکت شاه جهان ندید
شاهنشهی که هر که سر از امر او بتافتدر ششدر زمان ره امن و و امان ندید
وآنکس به بندگیش چو جوزا میان ببستآرامگاه خویش بجز آسمان ندید
زینسان کریم و عادل و عالم یگانه اینشنید گوش چرخ و زمین و زمان ندید
بس نسخه مصحح و جامع فتاده استآن کس که آصف و جم و نوشیروان ندید
منت خدای را که ز تایید لطف اوزخمی ز چشم فتنه آخر زمان ندید
هر روز برتر است سلالیم رفعتشهرگز تنزلی کس ازین نردبان ندید
شرمنده ام ز چشم جهان بین خود چرابیتاست، مدتی است که آن آستان ندید