قطعه شماره ۶
هزبر بیشه مردی سلیم بن محمود آنکهبه نوک نیزه اش بس عقده واناشده، واشد
ز کینش رزمگه شد دشت چین از بس تن بی جانتو می گوئی ز جبهه ش قابض الارواح هویدا شد
تمنا داشت پیش شیر شیران داور اعظمکشد خود را و آخر عمر او در این تمنا شد
بسوی آشیان قدس در پرواز شد جانشروانش طوطی نرهتگه فردوس اعلی شد
به ماتم داریش آشفته شد شاهنشه ایرانبه چشمش روز روشن چون شب تاریک یلدا شد
ز مرگ او بسی آه و دریغا در جهان افتادهمین تاریخ سال مرگ او آه و دریغا شد