گنج

قطعه شماره ۲۶ (هنگام اقامت در دهلی به یاد وطن سروده است)

قافیه: ارشو۸ بیت
خون شد دلم، نسیم صبا غمگسار شدبر دشت شهرزور، دمی رهگذار شو
رفت آنکه ما به عیش در آن بوم بگذریمزینهار تو وکیل من دل فگار شو
می بوس خاک آن چمن و بعد از آن رواننزدیک بارگاه بت پرده دار شو
واکن به صد هزار ادب بند برقعشحیران نقش خامه پروردگار شو
بگشا چو غنچه کوی گریبان کرته اشمحو صفای سینه آن گلعذار شو
تاری ز چین طره اش از لطف باز کنگو سرچنار را که تورشک تتار شو
غم بر دلم نشست چو گردون ز داغ هجرای چشمه سار چشم تو هم سر چنار شو
بی کاری است کار جهان و جهانیانبگریز خالد از همه و مردکار شو