قطعه شماره ۲۷
بحمدالله که از اقبال و بخت خسرو ثانیدر درج مروت، اختر برج جهانبانی
چراغ دودمان شیر شیران، شاه گردون جاهحسن بیگ آنگه زیبد نور چشم عالمش خوانی
ز آزاری که عالم از غمش بودند در ماتمبه اندک مدتی صحت بیافت از فضل یزدانی
سزد از شکر این نعمت اگر کروبیان هر دمبه سجده سر فرو آرند چون افراد انسانی
ز تشخیص شفایش خسرو ثانی چنان شد شادکه یعقوب پیمبر از وصال ماه کنعانی
تن و جان من و صد همچو من بادا فدای اووجودش عافیت بخش است بهر قاصی و دانی
نه تنها من از یمن همتش گشتم خلاص از غمکزو شاداب گردد خار و گل چون ابر نیسانی
من مسکین اگر قربان او گشتم عجب نبودکه اسمعیل را حق آفرید از بهر قربانی