قطعه شماره ۲۵ (ماده تاریخ در سوگ میرعثمان)
داد از این گردون دون، فریاد ازیننیست جز مردان حق را در کمین
بحر احسان، کوه عرفان، کان جودفخر دوران، ناصب اعلام دین
میرعثمان آنکه رای روشنشبود نظم ملک را حیل المتین
گشت جانش تیر قدرت را هدفباد بر وی رحمت از جان آفرین
ماه ذی الحجه بد بیست و یکمرخش همت کرد در یکشنبه زین
رخت بیرون برد از این دنیای دونخیمه برافراشت در خلد برین
شد ز صهبای شهادت جرعه نوشگشت با همنام پیشینش قرین
خاک بر فرق فقیران کرد و رفتخاطر خوشنود عالم شد حزین
بسکه گرد غم بجنبید از جهانکس نداند آسمان را از زمین
زاریش را شب همه شب تا سحردیده ها بگشاده چرخ هشتمین
از پی تاریخ سالش گفت دلباد صد باره به مرگش آفرین