گنج

قطعه شماره ۲۴ (هنگام ترک مشهد مقدس و وداع با حضرت رضا علیه السلام)

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: امکن۸ بیت
خالد بیا و عزم سفر زین مقام کنبر روضه رضا به دل و جان سلام کن
از گفتگوی خام روافض دلم گرفتبر بند بار و قطع سخنهای خام کن
بدعت سرای طوس نه جای اقامت استبرخیز و روی دل به در پیر جام کن
از خاک قندهار و هری نیز درگذرمقصود دل چو خاص بود ترک عام کن
وز شام و مکه ات گره از کار وا نشدمن بعد صبح را به ره هند شام کن
خود را به خاک پای غلام علی فکنمحو هوای روضه دارالسلام کن
در کار خواجگی همه عمرم به باد رفتخود را دمی به خدمت آن شه غلام کن
خالد چو هیچکس به سخن مرد ره نشدبگذر ز هر چه هست و سخن را تمام کن