گنج

قطعه شماره ۱۳

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ار۱۲ بیت
ای سراسیمه قهر تو سپهر دوارگرنه طاقی، ز چه نه طاق فلک رای مدار؟
توامان وار کنی جمع به هم آتش و آبشاهد حال بود فی الشجر الاخضر نار
هست با حکم تو آسان تر هر کار که هستحل هر عقده که باشد بر عالم دشوار
پرتو مهرت اگر شعله به گلشن نزدیمرغ کی از پی گل زار شدی در گلزار
عرش عکسی بود از عشر بحار کرمتیا حباب است از آن قلزم نایاب کنار
فهم در کنه تو دخلی نکند گر به مثلمور مساحی افلاک کند در چه تار
نیست محرم به شبستان جلالت اذهاننبرد ره به دبستان کمالت افکار
طایر فکر ابد در طلب معرفتتگر سوی عالم بالا بپرد آخر کار
نشود نیم جو از ساحت قدست آگاهگر دو صد جای کند بند ز چیستی منقار
طرفه تر اینکه چو جانی به بدنها نزدیکبلکه نزدیک تر از بینش چشم از ابصار
لیک اگر بوم ز خورشید نداری بهرینیست چیزی بجز از ضعف خودش مانع بار
خالد ای غرقه گرداب هوس زار بنالپیش ارباب کرم سود دهد ناله زار