قطعه شماره ۱۲
ای ملک شیوه فرخنده شعاروی فلک پایه عالی مقدار
کان فضل و هنر و مهر و وفامنبع شرم و ادب، کوه وقار
مفخر زمره دانشمندانهستی و نیست در این کار انکار
رو به مطلب نهم اولی است، از آنکبرتری زانچه نویسم صد بار
چون در این وقت به یاد آوردیمشده به نامه نامیت اصدار
نامه نی، کاتب فهرست وجودشده بر صفحه مه عنبر بار
طره اش رشک ده گیسوی حورغره اش داغ نه عارض یار
طرفه تر اینکه خط مشکینششده مرهم پی ریش دل زار
آمد و از همه حرفی فرحیرخ نما شد به من محنت بار
نافه سان باز گشادم چو سرشاین حوالی شد ازو رشک تتار
رشحه خامه جانان است اینیا خم زلف پری بر رخسار
یا خداوند به محض قدرتجمع کرده است به هم لیل و نهار
بس که جانبخش بود، می زیبدکنمش تا به قیامت تکرار
از همه سلسله اش، زنجیریرفته در پای روان بهر قرار
خالد از مدحت ارو رنجه مشوزانکه ز یک عشر نیاید به شمار