غزل شماره ۲۶
مژده ای یعقوب دل کان یوسف کنعان رسیدمحنت بیانتهای هجر را پایان رسید
باز گردد ای جان بر لب آمده کان نازنینعیسی مریم صفت بهر علاج جان رسید
کوه غم بر باده ده ای دل که با باد صبابر مشمامم بوی خاک مقدم جانان رسید
تلخی دوران به یک سر محو شد از دل مروچون نسیمی بر مشامم زان گل خندان رسید
خالد ای مرغ گلستان وفا، بس کن فغانکان بهار زندگانی خرم و خندان رسید