غرل شماره ۲
وام بگرفتم به صد جان گرد نعلین تراهست جانی آنهم از تو چون دهم دین ترا
بی توام چندان مطول شد شب تاریک هجرمختصر خوانم تطاولهای زلفین ترا
ماه نو بر مهر ثابت عقرب و پروین روانوه چه زیبد هیئت اشکال بی شین ترا
بر رسد بندان نگردد کشف راز ار ننگرندگرد روی خون چکان، چوگان زلفین ترا
نفی جزء و حصر فرد شمس و استلزام اوبس منافی شد دهان و زلف و خدین ترا
چشم بیمارت دهد در هر اشارت صد شفابوعلی مشکل که داند حکمت العین ترا
چهره ات ز آب دلارائی هوا را داده نمتاب رخسارت هویدا کرد قوسین ترا
خالد از ابروی مشکینت اگر گوید سخنچون کشد آخر کمان قاب قوسین ترا