گنج

غزل شماره ۱ (در بازگشت از سفر حج)

قافیه: ا۷ بیت
واحسرتا جدا شدم از خانهٔ خدااز غصه وقت گشت شود دل ز هم جدا
ما را نبود خواهش رفتن ز کوی دوستاما چو امر اوست، ز سر می‌کنیم پا
اهل صفا به داغ غم مروه مرده‌اندمن شاد چون زیم، که شدم دور از صفا؟
حجر و مقام و زمزم و ارکان و ملتزمگویند بازگرد، کجا می‌روی کجا؟
دامان دل گرفته، برندم کشان‌کشانحنانه، روضه، منبر و محراب مصطفی
از اشتیاق یثرب و درد فراق بیتکاهی است دل، فتاده میان دو کهربا
خالد چو دوست در همه‌جا جلوه‌گر شودپس غم مخور ز خانهٔ او گر شدی جدا