گنج

غزل شماره ۱۴

قافیه: ماست۷ بیت
گرچه اسباب طرب پیش من امشب نه کم استشادیم بی گل روی تو همه درد و غم است
داب ارباب محبت نبود آسایشلذت عاشق دل سوخته اندر الم است
به امید سر خود پای منه در ره عشقکه در این مرحله سر باختن اول قدم است
گردن شیشه می گیر و سفالینه جاماگرت آرزوی تاج کی و جام جم است
جان من دولت جاوبد به دنیا مفروشگر کنی نیک نظر حاصل آن یک دو دم است
گر زنی نوبت شاهی به جهان تا مانیاولت درد سر و آخر کارت ندم است
زخم ناخورده ز خالد طمع شر مدارسینه‌اش گر به مثل لوح و زبانش قلم است