گنج

غزل شماره ۱۰

قافیه: اباستامشب۷ بیت
مجمر سینه ز دوریت به تاب است امشبوز غمت صبر به دل نقش بر آب است امشب
در هوای نمک لعل و می دیده مستدل که در آتش عشق تو کباب است امشب
گل رخسار تو نقش است و چنان در دیدهکآب چشمم همگی عین گلاب است امشب
نادیم خواب مبادا که به خوابت بینمدیده بخت مرا بین چه به خواب است امشب
وز غمت سیل سرشکم همه معموره گرفتبی گل روی توام خانه خراب است امشب
به زلال لبت از بسکه بود تشنه لبمعالم اندر نظرم موج سراب است امشب
خالدا تا به خیال نگهش مدهوشمکی مرا داعیه باده ناب است امشب؟