غزل شماره ۱۱
جای جانان است اینجا مایه جانم کجاست؟منزل سلطان خوبان است سلطانم کجاست؟
همچو مجنون کوه هامون می نوردم بهر اوسو بسو می جویمش اما نمیدانم کجاست؟
چون کواکب صف به صف فوج بتان در جلوه اندشاه خوبانم کجا خورشید رخشانم کجاست؟
سخت سرگردانم اندر این شب تاریک هجرروشنی بخشم کجاست شمع شبستانم کجاست؟
اشکبارم، بی قرارم، دردمندم، دل فکارقره العینم کجا آرام و درمانم کجاست؟
بلبل فصل خزانم واله شیدای گلای دریغا نو گل گلزار رضوانم کجاست؟
قمری بیچاره ام طوق وفا در گردنمهر طرف کوکو زنان سرو خرامانم کجاست؟
باز دل طرز سخن سنجی ز نو آغاز کردمحفل آرا نکته پرداز سخندانم کجاست؟
خالدا خاطر ز خوبان جهان دارد ملالدلربای نازنین و نار بستانم کجاست؟