بخش ۱۳۲ - کشتی گرفتن سام با دیوانه شاهپور و چگونگی آن
به شاپور گفت آن زمان پهلوانکه ای مرد آشفته باتوان
به شمشیر با تو نیاریم جنگمبادا که کشته شوی بیدرنگ
به کشتی بکوشیم با یکدگرببینیم تا کیست فیروزگر
به نیرو گرت کوفتم بر زمیننبرم سرت گرچه هستی به کین
ولیکن به پیمان زبان کن گروکه کوتاه سازی همه شور و غو
بیائی به نزد زمین بوس شاهببینی یکی شاه با دستگاه