گنج

بخش ۱۰۳ - فرستادن سام گردی به نزد فغفور شاه چین

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۲۲ بیت
فرستاد یک گرد اندر زمانبه نزدیک فغفور روشن‌روان
اکه اینک رسیدم به درگاه شاهبه بند اندرون جمله بدخواه شاه
فرستاده شد در زمان همچو بادبه درگاه فغفور فرخ‌نژاد
بگفتا که از پیش سام دلیررسیدم همین دم به مانند شیر
بگفتند با شاه احوال اودرآورد و بنشاند او را نکو
ببوسید دادش به فغفور شاهستائیدش از سام گیتی‌پناه
چو برخواند آن نامه فرخ وزیرسیه گشت رویش به مانند قیر
به فغفور گفت او که ای شهریارنه بر کام ما گشت این روزگار
نهنکال را و چهل دیو نرگرفته جهان پهلو نامور
هم‌اکنون زمان تا زمان می‌رسدبه درگاه شاه جهان می‌رسد
به امید روی پری‌دخت ماهرسد سام نیرم گو رزم‌خواه
چو بشنید فغفور چین در زمانیکی خلعتی خواست او بی‌گمان
فرستاده را خلعت و تحفه دادز درگاه برگشت خندان و شاد
به ایوان درآمد شهنشاه چینبرو پر ز چین و دلی پر زکین
وزیر جهان‌دیده را پیش خواندبرو آفرین کرد و پیشش نشاند
بفرمود تا خلوتی ساختندز بیگانه خرگه بپرداختند
پس آنگاه رو کرد فغفور چینکه ای پیر روشن دل پیش‌بین
به سام نریمان کنون فکر چیستکه بر حال خویشم بباید گریست
چگوئی چه سازم ورا چاره چیستکه کس‌مان هم‌آورد این مرد نیست
به زیر گل ار من کنم دخت خویشهمان به که سامم بود اهل و خویش
بریزمش خون و سپارم به خاککز اندوه سامم شود مغز پاک
بدو گفت دستور کای شهریاردلت اندرین کار غمگین مدار