شمارهٔ ۳۴
جان هر زندهدلی زنده به جانی دگرستسخن اهل حقیقت ز زبانی دگرست
خیمه از دایرهی کون و مکان بیرون زنزانک بالاتر ازین هر دو مکانی دگرست
در چمن هست بسی لاله سیراب ولیتُرک مهروی من از خانهی خانی دگرست
راستی راز لطافت چو روان میگردیگوئیا سرو روان تو روانی دگرست
عاشقان را نبود نام و نشانی پیدازانکه این طایفه را نام و نشانی دگرست
یک زمانم به خدا بخش و ملامت کم گویکاین جگر سوخته موقوف زمانی دگرست
تو نه مرد قدح و درد مغانی خواجوخون دل نوش که آن لعل ز کانی دگرست