گنج

شمارهٔ ۲۶۱

۹ بیت
ای صبا با بلبلِ خوش‌گویْ گویمی‌نماید لالهٔ خودرویْ روی
صبحدم در باغ اگر دستت دهدخوش بر آ چون سرو و طرفِ جویْ جوی
هر زمان کز دوستان یاد آوَرَمخون روان گردد ز چشمم جوی‌جوی
ای تن از جان بر دلِ چون نال نالوی دل از غم بر تنِ چون مویْ موی
دستِ آن شمشادِ ساغرگیر گیرسویِ آن سروِ صنوبرپویْ پوی
حلقه‌های زلفش از گل برفِکندسته‌های سُنبلِ خوش‌بویْ بوی
می‌خورَد از جامِ لعلش باده خونمی‌برد زَ افعیِّ زلفش موی‌موی
حالِ چوگان چون نمی‌دانی که چیستای نصیحت‌گو به تَرکِ گوی گوی
چون به وصلت نیست خواجو دسترسباز کن زان دلبر بدخویْ خوی