گنج

شمارهٔ ۲۳۲

۹ بیت
ای چیده سنبل تر در باغ دسته بستهو افکنده شاخ ریحان بر لاله دسته دسته
ریحان مشک بیزت آب بنفشه بردهیاقوت قند ریزت نرخ شکر شکسته
زلف شکسته بسته در حلق جان جمعیوانگه چنین پریشان مازان شکسته بسته
دائم خیال قدّت بر جویبار چشممچون سرو جویباری بر طرف چشمه رسته
با حاجبان ابرو ذکر کمان چه گوئیباید که گوشه گیری زان شست زه گسسته
برخیز تا ببینی قندیل آسمان راچون شمع صبحگاهی پیش رخت نشسته
اکنون که در کمندم فرصت شمر که دیگرمشکل بدامت افتد صیدی ز قید جسته
گر پسته با دهانت نسبت کند دهانرابرخیز و مشت پر کن بشکن دهان پسته
خواجو بپرده سازی دست از رباب بردهمطرب به تیز چنگی نای رباب خسته