گنج

شمارهٔ ۲۲۰

۹ بیت
خوشا چشمی که بیند روی ترکانخنک بادی که آرد بوی ترکان
می نوشین و نوشانوش مستاندر اردو و هیاهوی ترکان
دل شیرافکنان افتاده در دامز روبه‌بازی آهوی ترکان
شب شامی‌لباس زنگی‌آساغلام سنبل هندوی ترکان
ز ترکان گوشه چون گیرم که بینمکمان حسن بر بازوی ترکان
بود هندوی چشم می‌پرستاندو تا پیوسته چون ابروی ترکان
در آب روشن ار آتش ندیدیببین روشن در آب روی ترکان
وگر گفتی که چین در شام نبودنظر کن در خم گیسوی ترکان
بود پیوسته خواجو مست و مخموربه یاد نرگس جادوی ترکان