گنج

شمارهٔ ۲۰۲

۹ بیت
گر شدیم از کویت ای ترک ختا باز آمدیمور خطایی رفت از آن باز آ که ما باز آمدیم
گر تو صادق نامدی در مهر ما مانند صبحما به مهرت از ره صدق و صفا باز آمدیم
تیهوی بی‌بال و پر بودیم دور از آشیانشاهبازی تیز برگشتیم تا باز آمدیم
گرچه کی باز آید آن مرغی که بیرون شد ز دامما به عشق دام آن زلف دو تا باز آمدیم
ای طبیب درد دل‌ها این دل مجروح رامرهمی نه چون به امید دوا باز آمدیم
بعد ازین گر باده در عالم نباشد گو مباشزانک با لعلت ز جام جان‌فزا باز آمدیم
گر ز بستان بینوا رفتیم یک چندی کنونچون گل و بلبل به صد برگ و نوا باز آمدیم
ور خطایی رفت کآن گیسوی عنبربیز رامشک چین خواندیم و اکنون از خطا باز آمدیم
خاک کرمان باز خواجو را بدین جانب فکندتا نپنداری که از باد هوا باز آمدیم