شمارهٔ ۱۶۷
در چمن دوش ببوی تو گذر می کردمقدح لاله پر از خون جگر می کردم
پای سرو از هوس قدّ تو می بوسیدمدر گل از حسرت روی تو نظر می کردم
سخن طوطی خطّت بچمن می گفتمنسبت پسته تنگت بشکر می کردم
چشم نرگس بخیال نظرت می دیدموانگه از ناوک چشم تو حذر می کردم
چون صبا سلسله ی سنبل تر می افشاندیاد آن گیسوی چون عنبر تر می کردم
هر زمانم که نظر بر رخ گل می افتادصفت روی تو با مرغ سحر می کردم
چون کمانخانه ی ابروی تو می کردم یادتیر آه از سپر چرخ بدر می کردم
مشعل مه بدم سرد فرو می کشتمشمع خاور ز دل سوخته بر می کردم
چون فغان دل خواجو بفلک بر می شدکار دل همچو فلک زیر و زبر می کردم