گنج

شمارهٔ ۱۳۴

۷ بیت
طوطی چو سخن گوئی پیش شکرت میردطوبی چو روان گردی بر رهگذرت میرد
جوزا چو قدح نوشی پیش تو کمر بنددو آندم که قبا پوشی پیش کمرت میرد
مشک ختنی هر دم در زلف تو آویزدشمع فلکی هر شب پیش قمرت میرد
کو زنده دلی تا جان در پای تو افشاندکانرا که بود جانی بر خاک درت میرد
ثابت قدم آن باشد کاندر قدمت افتدصاحب نظر آن باشد کاندر نظرت میرد
هر زنده ی صاحب دل کز جان خبری داردچون از تو خبر باید پیش خبرت میرد
ای خسرو بت رویان بگشا لب شیرین تافرهاد صفت خواجو پیش شکرت میرد