شمارهٔ ۱۲۲
همه گنج جهان ماری نیرزدگل بستان او خاری نیرزد
ببازاری که نقد جان روانسترخی چون زر بدیناری نیرزد
اگر صوفی می صافی ننوشدبخاک پای خمّاری نیرزد
مرا گر زور و زر داری میازارکه زور و زر بآزادی نیرزد
خروش چنگ و نای و نغمه زیربآه و ناله ی رازی نیرزد
منه دل بر گل باغ زمانهکه گلزارش به گلزاری نیرزد
فلک را از کمر بندان درگاهکله داری کله داری نیرزد
در آن خالی که حالی نیست منگرکه از شه مهره شه ماری نیرزد
مکن تکرار فقه و بحث معقولچرا کاین هر دو تکراری نیرزد
برون شو زین نشیمن کاندرین ملکسریر خسروی داری نیرزد
دوای درد خواجو از که جویمکه آن بیمار تیماری نیرزد