شمارهٔ ۹ - کتب علی کتابه بادگیر
زهی ز چرخ برین برده در بلندی آبنشانده رفعت تو باد بادگیر سحاب
بیاد باده گساران مجلست خورشیدببزمگاه افق نوش کرده جام شراب
ز شوق پرده سرایان ساحتت ناهیدبه پرده های فلک در فکنده بانگ رباب
مقیم بر در و دیوار عیش خانه ی توهمای سدّره نشیمن نشسته همچو ذباب
ز جرعه ی طرب انگیز می پرستانتمدام خسرو انجم فتاده مست و خراب
بود طیور ترا گلشن بقا بستانسزد و حوش ترا سبزه زار گردون غاب
زحل ز بهر بنایت چو هندوی طیانبدلو ریخته بر گل ز بحر اخضر آب
خرد بمعتکفان درت بعهد وزیرخطاب کرده که طوبی لهم و حسن مآب
نهال روضه ی دولت که چرخ دولابیبود بگلشن او سر فکنده چون دولاب
سپهر اختر اقبال شمس دولت و دینکه ماه را رسد از آفتاب رایش تاب