شمارهٔ ۱۹ - کتب واحد من الشعرا الیه فی طلب المداد
خواستم قطره سیاهی دوشاز که آنکس که نور دیده ماست
مهر گردون عالم آنکه رخشدر سیاهی شب چو مه پیداست
آنک اهل زمانه را در خورچون سیاهی دیده ی بیناست
خردم گفت کافتابست اوکس سیاهی ز آفتاب نخواست
در سیاهی شد آب حیوان گمنه سیاهی ز آب حیوان خاست