گنج

شمارهٔ ۳۶۴

۷ بیت
چه خوش باشد دمی با دوستدارینشسته در میان لاله زاری
اگر نبود نسیم زلف خوباننروید گلبنی بر جویباری
وگر سودای گلرویان نباشدنخواند بلبلی بر شاخساری
کنارم زان از آب دیده دریاستکه هجران را نمی بینم کناری
خیالی گشتم از عشقش ولیکنندارم جز خیالش راز داری
فراق جان ز تن آن لحظه باشدکه یاری دور می ماند زیاری
نشاید گفت خواجو پیش هر کسغم عشقش مگر با غمگساری