شمارهٔ ۲۱۱
خادمه ی عود سوز مطربه ی عود سازشمع نه و عود سوز چنگ زن و عود ساز
صبح بر آمد ببام مرغ درآمد بزیرصبح تبسّم نمای مرغ ترنّم نواز
مجلسیان سحر محرم اسرار عشقخلوتیان صبوح غرقه ی دریای راز
قاتل مشتاق گو تیغ مکش در حرمرهزن عشّاق گو چنگ مزن در حجاز
دلبر شیرین سخن بیش نماید عتابشاهد سیمین بدن بیش کند کبر و ناز
یار چو غمخوار گشت غم چه بُود غمگساربنده چو محمود شد شاه که باشد ایاز
صورت معنی کجا کشف شود برخردعشق حقیقی کرا دست دهد در مجاز
آن مه طوبی خرام گر بچمن بگذردسرو خرامان برد قامت او را نماز
خواجو اگر عاشقی از همه آزاد باشزانک بآزادگی سرو بُود سرفراز