گنج

شمارهٔ ۱۴۰

۹ بیت
سنبلش غارت ایمان نکند چون نکندلب لعلش مدد جان نکند چون نکند
گرچه دربان ندهد راه ولیکن درویشالتماس از در سلطان نکند چون نکند
هر که زین رهگذرش پای فرو رفت بگلمیل آن سرو خرامان نکند چون نکند
چون تو در بادیه بر دست نهی آب زلالتشنه را آرزوی آن نکند چون نکند
کافر زلف تو چون روی زایمان پیچدقصد آزار مسلمان نکند چون نکند
طالب لعل توام کانک بظلمات افتادطلب چشمه ی حیوان نکند چون نکند
باغبانرا که ز غلغل همه شب خواب نبردشور بر مرغ سحر خوان نکند چون نکند
صبر ایوب کسی را که نباشد در رنجحذر از محنت کرمان نکند چون نکند
چون درین مرحله خواجو اثر از گنج نیافتترک این منزل ویران نکند چون نکند