شمارهٔ ۹۳
گمان مبر که دلم میل دوستان نکندچرا که مرغ چمن ترک بوستان نکند
کسی که نقد خرد داد و ملک عشق خریداگر ز سود و زیان بگذرد زیان نکند
بجان دوست که گنج روان دلی یابدکه او مضایقه با دوستان بجان نکند
شب رحیل خوشا در عماری آسودنبشرط آنکه جرس ناله و فغان نکند
چه باشد ار نفسی ساربان در این منزلقرار گیرد و تعجیل کاروان نکند
شهی که باده ی روشن کشد بتیره شبانمعینست که اندیشه از شبان نکند
چو خامی هر که حدیث دل آورد بزبانطمع مدار که سر بر سر زبان نکند
زبان شمع جگر سوز از آن برندبگازکه از فسرده دلان راز دل نهان نکند
جهان بحال کسی ملتف شود خواجوکه التفات به نیک و بد جهان نکند