گنج

شمارهٔ ۸۱

۱۱ بیت
گردون کنایتی ز سر بام ما بودکوثر حکایتی ز لب جام ما بود
سر سبزی شکوفه ی بستانسرای فضلاز رشحه ی مقاطر اقلام ما بود
خوش بوئی نسیم روان بخش باغ عقلاز نفحه ی معاصر ارقام ما بود
خورشید اگرچه شرفه ی ایوان کبریاستخشتی زرهگذار در بام ما بود
مارا جوی بدست نبینی ولی دو کونیک حبّه از فواضل انعام ما بود
چون خیمه بر مخیم کرّ و بیان زنیمچرخ برین معسکر احشام ما بود
بدر منیر و گیسوی عنبر فشان شبمنجوق چتر و پرچم اعلام ما بود
نوری که وقت صبح ز مشرق شود پدیداز عکس جام باده ی گلفام ما بود
ز ایام اگرچه تیره بود روز عمر مافرخنده روز آنک در ایام ما بود
قصر وجود تا با بد کی شود خرابگر زانک بر کتابه ی او نام ما بود
خواجو مگو حکایت سرچشمه ی حیاتکان قطره ئی ز جام غم انجام ما بود