گنج

شمارهٔ ۵۸

۹ بیت
اینجا نماز زنده‌دلان جز نیاز نیستوانرا که در نیاز نبینی نماز نیست
مشتاق را بقطع منازل چه حاجتستکاین ره بپای اهل طریقت دراز نیست
رهبانت ار بدیر مغان راه می دهدآنجا مقام کن که در کعبه باز نیست
گر زانک راه سوختگان می زنی رواستچیزی بگو بسوز که حاجت بساز نیست
بازار قتل ما که چو نیکو نظر کنیصیاد صعوه جز نظر شاهباز نیست
دردیکشان جام فنا را ز بی نیازجز نیستی بهیچ عطائی نیاز نیست
محمود را رسد که زند کوس سلطنتکز سلطنت مراد دلش جز ایاز نیست
عشق مجاز در ره معنی حقیقتستعشق ارچه پیش اهل حقیقت مجاز نیست
آن یار نازنین اگرت تیغ می زندخواجو متاب روی که حاجت بناز نیست