گنج

شمارهٔ ۲۸۰

۱۱ بیت
پرواز کن ای مرغ و بگلزار فرود آیور اهل دلی بر در دلدار فرود آی
ور می طلبی خون دل خسته ی فرهادچون کبک هوا گیر و بکهسار فرود آی
ای باد صبا بهر دل خسته ی یارانیاری کن ودر بندگی یار فرود آی
در سایه ی ایوانش اگر راه نیابیخورشید صفت بر در و دیوار فرود آی
ور پرتو خورشید رخش تاب نیاریدر سایه ی آن زلف سیه کار فرود آی
چون بر سر آبست ترا منزل مألوفبر چشمه ی چشم من خونخوار فرود آی
از کفر سر زلف بتان گر خبرت هستمؤمن شو و در حلقه ی کفّار فرود آی
از صومعه بیرون شو و از زاویه بگذروانگاه بیا بر در خمّار فرود آی
خواهی که رسانی بفلک رایت منصوربا سرّ اناالحق بسردار فرود آی
ای آنک طبیب دل پر حسرت مائیاز بهر خدا بر سر بیمار فرود آی
خواجو اگر از بهر دوای دل مجروحدارو طلبی بر در عطار فرود آی