شمارهٔ ۲۲۴
خیز تا برگ صبوحی بچمن ساز کنیمدیده ی مرغ صراحی بقدح باز کنیم
زاهدانرا بخروشیدن چنگ سحریاز صوامع بدر میکده آواز کنیم
باده از جام لب لعبت ساقی طلبیممستی از چشم خوش شاهد طنّاز کنیم
بلبلان چون سخن از شاخ صنوبر گویندما حدیث قد آن سرو سرافراز کنیم
چنگ در حلقه ی آن طره طرار زنیمچشم در عشوه ی آن غمزه ی غماز کنیم
وقت آنست که در پای سهی سرو چمنبرفشانیم سر دست و سرانداز کنیم
کعبه ی روی دلارای پریرویان راقبله ی مردمک چشم نظر باز کنیم
از لب روی فزا راح مروّج نوشیمهمچو عیسی پس از آن دعوی اعجاز کنیم
سایه ی شهپر سیمرغ چو بر ما افتادگرچه کبکیم چه اندیشه ی شهباز کنیم
در قفس چند توان بود بیا تا چو همایپر بر آریم و برین پنجره پرواز کنیم
چون نواساز چمن نغمه سرا شد خواجوخیز تا برگ صبوحی بچمن ساز کنیم