شمارهٔ ۱۷۹
ای سرو خرامنده ی بستان حقایقآزاد شو از سبزه ی این سبز حدائق
بر گلبن ایجاد توئی غنچه ی خنداندر گلشن ابداع توئی برگ شقائق
منزلگه انس تو سراپرده ی قدسستتا چند شوی ساکن این تیره مضائق
بیرو نرود راه تو بی ترک مقاصدحاصل نشود کان تو بی قطع علائق
رخش امل از عرصه ی تقلید برون رانتا خیمه زنی بر سر میدان حقائق
در کوکبه ات خیل و حشم چیست مخائلشد در راه تو خرگاه وخیم چیست عوائق
چون کعبه ی خلقت بوجود تو شرف یافتباید که شوی قبله ی حاجات خلائق
آنکس که گدای در میخانه ی عشقستبر خسرو عقلست بصد مرتبه فائق
خواجو بسحر سر مکش از مرغ صراحیزیرا که بشبگیر بود بلبله لائق