گنج

شمارهٔ ۱۴۰

۷ بیت
آن رفت که میل دل من سوی شما بودشب تا بسحر خوابگهم کوی شما بود
آن رفت که پیوسته ام از روی عبادتمحراب روان گوشه ی ابروی شما بود
آن رفت که شمع دل من در شب حیرتدر سوز و گداز از هوی روی شما بود
آن رفت که از نکهت انفاس بهارانمقصود من سوخته دل بوی شما بود
آن رفت که در تیره شب از غایت سودادلبند من خسته جگر موی شما بود
آن رفت که هر دم که ز بابل زدمی لافچشمم همه بر غمزه ی جادوی شما بود
آن رفت که مرغ دل پر آتش خواجوپروانه ی شمع رخ دلجوی شما بود