گنج

شمارهٔ ۱۳۲

۹ بیت
ساقیان چون دم از شراب زنندمطربان چنگ در رباب زنند
گلعذاران بآب دیده ی جامبس که بر جامها گلاب زنند
مهرورزان بآه آتش باردود در دیده ی سحاب زنند
صبح خیزان بنغمه ی سحریهر نفس راه شیخ و شاب زنند
پسته خندان بفندق مشکیندر شکنج نغوله تاب زنند
چون بگردش درآورند هلالتاب در جان آفتاب زنند
هر دمم خونیان لشکر عشقخیمه بر این دل خراب زنند
هر شبم شبروان خیل خیالحمله آرند و راه خواب زنند
خیز خواجو بین که سرمستاندر میخانه از چه باب زنند