گنج

شمارهٔ ۱۱۵

۹ بیت
اگر آن ماه مهربان گرددغم دل غمگسار جان گردد
آنک چون نامش آورم بزبانهمه اجزای من زبان گردد
ور کنم یاد ناوک چشمشمو بر اعضای من سنان گردد
چون کنم نقش ابرویش بر دلقد چون تیر من کمان گردد
مه ز شرم جمال او هر ماهدر حجاب عدم نهان گردد
یا رب این آسیاب دولابیچند بر خون عاشقان گردد
چون دلم با غم تو گوید رازدر میان خامه ترجمان گردد
از لبت هر که او نشان پرسدچون دهان تو بی نشان گردد
چون ز لعلت سخن کند خواجوشکر از منطقش روان گردد