گنج

شمارهٔ ۱۰۱

۸ بیت
که می‌رود که پیامم به شهر یار رساندحدیث بندهٔ مخلص به شهریار رساند
درود دیدهٔ گوهر‌نثار لعل‌فشانمبدان عقیق گهرپوش آبدار رساند
دعا و خدمت میخوارگان به وقت صبوحیبدان دو نرگس میگون پرخمار رساند
ز راه لطف به جز باد نوبهار که باشدکه حال بلبل بیدل به نوبهار رساند
اگر به نامهٔ غم روزگار باز نمایمکسی که نامه رساند به روزگار رساند
هوا گرفتم و جان را به دست آه سپردمبه بوی آنکه چو بادش بدان دیار رساند
ولی به منزل یاران نسیم باد بهارانگمان مبر که ز خاکم به جز غبار رساند
مگر بَریدِ صبا اشتیاقِ نامهٔ خواجوبه کوی یار کند منزل و به یار رساند