گنج

شمارهٔ ۲۷

دروغ است آنکه گوید این که در سنگفروغ خور عقیق اندر یمن ساخت
دل او هست سنگین پس چه معنیکه عشق او عقیق از اشک من ساخت
من از دل آزمائی دست شستمکه او در زلف آن دلبر وطن ساخت
به کرم پیله می‌ماند دل منکه خود را هم به فعل خود کفن ساخت
کنون دل انده دل می‌خورد زانکهلاک خویشتن هم خویشتن ساخت
ز خاقانی چه خواهد دیگر این دلجز آن کورا به محنت ممتحن ساخت