گنج

شمارهٔ ۲۲۴ - در هجو رشید الدین وطواط

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ک۱۴ بیت
این گربه چشمک این سگک غوری غرکسگسارک مخنثک و زشت کافرک
با من پلنگ سارک و روباه طبعک استاین خوک گردنک سگک دمنه گوهرک
بوده سگ رمنده و اکنون به بخت منشیرک شده است و گرگک و از هر دو بدترک
خنبک زند چو بوزنه، جنبک زند چو خرساین بوزنینه ریشک پهنانه منظرک
خرگوشک است خنثی زن و مرد در دو وقتهم حیض و هم زناش، گهی ماده گه نرک
این پشم سگ که ... سگش خوانم از صفتچو ... سگ برهنگک و سرخ پیکرک
چون یوزک قمی جهد از دم آهوانبا دوستان رود گفتار در برک
گرد غزالکان و گوزنان بزم شاهفحلی کند چو گور خرک گرد مادرک
گر دست و پاش چون سگک کهف بشکنیهم برنگردد از دمشان این سبک سرک
بی‌نام هم کنونش چو بید سترک خصیاین بد گهر شکالک و توسن رگ استرک
خاقانیا گله مکن او از سگان کیستخود صیدکی کند سگک استخوان خورک
سگ عفعفک کند چو بدو نانکی دهیدم لابگک کند بنشیند پس درک
میزان حکمتی و تو را بر دل است زخمزین شوله فعل عقربک شوم نشترک
هم شوله بود کو پس شوال زخم زدبر تارک مبارک پور طغان یرک